سیرک میراندا (سیرکی با یک راز)

نیم نگاه pdf
10%

سیرک میراندا (سیرکی با یک راز)30443


قیمت اصلی ۸۹۰,۰۰۰ ریال بود.قیمت فعلی ۸۰۱,۰۰۰ ریال است.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

وزن 510 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

زبان

تعداد صفحات ۲۵۰ صفحه
شابک ۹۷۸۶۰۰۸۱۱۱۷۴۰

معرفی کتاب سیرک میرانداکتاب سیرک میراندا نوشته کیس بیزلی و ترجمه ندا احمدی است. کتاب سیرک میراندا را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت ترین کتاب ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.درباره کتاب سیرک میراندامیکا اصلا اوضاع خوبی ندارد، او غمگین است و سعی می کند خودش را سرپا نگه دارد چون پدربزرگش بیمار است و عمه اعصاب خوردکنش گرترودیس به بهانه مراقبت از پدربزرگ پیش آنها آمده است. در همین زمان پدربزرگ یک حقیقت را برای میکا فاش می کند، سیرک میراندا که پدربزرگ همیشه از آن قصه می گفته حقیقت دارد، دنیای جادو و اتفاقات عجیب واقعی است و حالا میکا باید این دنیای عجیب را بشناسد.خواندن کتاب سیرک میراندا را به چه کسانی پیشنهاد می کنیماین کتاب را به تمام کودکانی که دوست دارند در دنیای جادو غرق شوند پیشنهاد می کنیم.بخشی از کتاب سیرک میرانداقبل از اینکه عمه گرترودیس فرصت کند چیزی بگوید، میکا سینی چای را بلند کرد. محکم نگه داشتنش کار سختی بود و با اولین قدمی که به سمت در برداشت، فنجان ها شروع به لرزیدن روی نعلبکی هایشان کردند.عمه گرترودیس راهش را بست و گفت: «کجا می ری؟»میکا سعی کرد زورکی لبخند بزند، جواب داد: «طبقهٔ بالا، برای چای.»عمه همین طور که سینی چای را از دستانش می گرفت، نگاه معناداری به میکا انداخت و گفت: «لازم نکرده. تو همین جا می شینی و شلوغ بازی هم در نمیاری.»اخم های میکا رفت توی هم؛ او که سروصدایی نکرده بود. «ولی من همیشه موقع چای می رم پیش پدربزرگ افرایم.»عمه دماغش را بالا کشید و جواب داد: «افرایم خیلی خسته ست. فکر کنم بهترین کار اینه که انقدر اذیتش نکنی.»«اما امروز صبح که حالش بهتر بود! می خواست یه چیزی رو بهم بگه… شما نمی خواین بذارین ببینمش چون…»«چون نمی خوام تو یه پیرمرد مریض رو دقه به دقه اذیت کنی و چون دلم نمی خواد دیگه داستانای مسخره توی گوشِت خونده شه، مخصوصاً داستانای مسخرهٔ پدربزرگت. حالا بشین سر جات.» و با سر به طرف میز آشپزخانه اشاره کرد.میکا از جایش تکان نخورد، عمه گرترودیس یکی از فنجان های گل رز را از سینی برداشت و گذاشت روی میز، بعد ابرویش را بالا انداخت و به میکا خیره شد.تازگی ها میکا حس می کرد شبیه کِش لاستیکی ای شده که عمه هر بار با حرف هایش بیشتر آن را می کِشد. مسلماً این کشمکش نمی توانست همیشگی باشد، بالأخره یا عمه خسته می شد یا کِش در می رفت؛ البته امروز وقتش نبود.با بی میلی به طرف میز رفت. توی خیالش قوی ترین صاعقهٔ ممکن را به سمت عمه اش فرستاد. عمه به طرف در رفت. میکا همین طور که پشتش به او بود، گفت: «می خواد منو ببینه!»«چاییت رو بخور.»

مشخصات فنی : 30443

وزن 510 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

زبان

تعداد صفحات ۲۵۰ صفحه
شابک ۹۷۸۶۰۰۸۱۱۱۷۴۰

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “سیرک میراندا (سیرکی با یک راز)”