«ارغوان» و «ارمغان» در زمان کودکی پدر خود را از دست داده اند. مادر با تحمل فشار زندگی، آنها را به تنهایی بزرگ کرده است و اینک هردوی آنها در آستانة ازدواج هستند و خواستگاران زیادی دارند. ارمغان با فردی به نام «بیژن» ازدواج می کند و در همین حین مادر با اصرار اطرافیان تن به ازدواج با فردی به نام «حاج احمد» می دهد. ارغوان و ارمغان با دیدن حاج احمد تمام تردیدها و کابوس های خود دربارة ناپدری را فراموش می کنند و بین دو خانواده انس و الفت برقرار می شود. «نیما»، پسر حاج احمد، که در دانشگاه شیراز مشغول به تحصیل است با دیدن ارغوان دلباختة او می شود، در حالی که ارغوان در تردید علاقة واقعی پسر دایی اش «نیما» نسبت به خود به سر می برد.
مشخصات فنی : 44611
| وزن | 625 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| زبان | |
| تعداد صفحات | |
| تعداد صفحات | ۵۶۸ صفحه |
| شابک | 9789642919246 |























دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده