کتاب حاضر، رمانی فارسی است که در آن نویسنده به گوشه هایی از تاریخ ایران، به ویژه زندگی سیاسی و نظامی شاه «اسماعیل صفوی» اشاره کرده است. در داستان می خوانیم: ««علی»، «ابراهیم» و «اسماعیل» فرزندان «علم شاه خاتون» و «سلطان حیدر» بودند. «سلطان حیدر» یکی از نوادگان «شیخ صفی الدین اردبیلی» است که پس از کشته شدن وی (به دست شروان شاه)، «امیر یعقوب ترکمان» سه پسر او را به قلعه استخر (در فارس) تبعید کرد. در سال 898 هـ . ق «امیر رستم بیک» آن ها را احضار کرد. «علی» در حوالی اردبیل کشته شد و «ابراهیم» و «اسماعیل» به گیلان مهاجرت کردند و در نزد حاکم گیلان «کارکیا میرزاعلی»، که از سادات قوامی بود، به سر بردند. آن ها محبوب شیعیان و موردتنفر «شیخ عبدالهادی» بودند. بعد از مدتی «رستم میرزا» دشمن دیرینه صفویان، پادشاه «آق قویونلو» که بر آذربایجان و دیار بکر مسلط بود سیصد سوار خون خوار ترکمن را برای بردن «ابراهیم» و «اسماعیل» فرستاد. والی شهر گیلان «کارکیا» برای نجات آن ها بسیار کوشید. در این میان، دختری به نام «تاجلی» که دل بسته «اسماعیل» بود، درراه نجات او فداکاری کرد، اما سرانجام هر سه آن ها را گرفتند. بعد از طی حوادث تاریخی، «اسماعیل میرزا» در سال 905 سلسله صفویه را بنیان نهاد و «تاجلی» در زندگی و سرنوشت او نقش مؤثری ایفا کرد».
ویراستار:م.ر. مهران
مشخصات فنی : 40783
| ناشر | |
|---|---|
| مؤلف | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| زبان | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9789649923710 |




























دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده