کتاب وقت دلدادگی201609
قیمت اصلی: ۲۵۰,۰۰۰ تومان بود.۲۴۷,۵۰۰ تومانقیمت فعلی: ۲۴۷,۵۰۰ تومان.
در انبار موجود نمی باشد
| ناشر | |
|---|---|
| مؤلف | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9786007505496 |
| وزن | 510 گرم |
| بر اساس | زهرا آیت الهی |
توضیحات کتاب وقت دلدادگی اثری است از سمیه هرمزی به چاپ انتشارات اشراقی.فاخته ی شانزده ساله که در خانه ی محقر پدری چیزی جز رنج و عذاب ندیده، حالا باید به اجبار پدر تن به ازدواج با پسری به نام نیما دهد. دخترکی زیبا و دلنشین که ادامه ی سرنوشتش را زندگیِ بعد از مرگ می نامد و با دلی خون عروس می شود.نیما پسر یک حجره دار ثروتمند برای محروم نشدن از ارث پدری، این ازدواج اجباری را می پذیرد، اما قسم می خورد که هیچگاه با او سر بر روی یک بالشت نگذارد.قسمی که معلوم نیست در پی محبت های فاخته، شکسته شود یا نه؟در میان این دلبستگی ها، بی اعتمادی ها و دوری ها، مهتاب، زن صیغه ای نیما، رابطه ی بین نیما و فاخته را بیش از پیش چالش برانگیز می کند.تا صبح همه ش فکرد کرد، به این که حتی امروز هم گوشه ی چشم نیما را پر نکرده بود، با خودش فکر کرد این موی به این بلندی که تا پایین باسنش می رسید پس به چه دردی می خورد؟ چرا امروز دلش را خوش کرده بود که نیما او را می بیند؟ نه این که نگاه کند واقعا او را ببیند. اما همیشه همه ی آرزوهایش در رابطه با نیما به سد ساروجی و محکمی برخورد می کرد. آنقدر فکر کرد که همان طور که زانوهایش را بغل کرده بود و روی تخت نشسته بود خوابش برد.صبح با صدای بسته شدن در از جا بلند شد. درد پهلویش کمی بهتر بود اما حال دلش بدتر هم شده بود. این در هیچ وقت به دست نیما باز نمی شد حتی از سر کنجکاوی. حقیقت تلخ این بود که فاخته حتی به اندازه ی سر سوزنی برای نیما اهمیت نداشت.از اتاق بیرون آمد. به خانه ای که این روزها از تمیزی برق می زد نگاه کرد. ناله اش دل دیوارهای خانه را هم می سوزاند، هیچ چیز در نیما اثر نمی کرد؟خودش هم در کار خودش مانده بود! چرا دلش مردی را می خواست که احساسش در برابر او مثل سنگ بود؟ سمت آشپزخانه رفت و به میز دست نخورده ی صبحانه نگاه کرد و دوباره لب هایش از بغض لرزید.فایده نداشت، هیچ کدام از این کارها فایده نداشت. آهی کشید و پشت میز صبحانه نشست. تکه ای از نان کند و لقمه ای برای خودش درست کرد. چقدر دوست داشت روزی با هم سر میز صبحانه بنشینند و نیما برایش لقمه بگیرد. درست مثل تمام فیلم ها و رمان ها.اصلا مگر چه اشکالی داشت که میان این همه آدم زندگی او مثل قصه ها باشد؟ بی اشتها بود و نتوانست بیش از چند لقمه بخورد. میز را جمع کرد و ظرف ها را شست و به اتاقش رفت.کتابش را باز کرد. امتحان عربی داشت و با این که خوانده بود اما انگار همه چیز از دهنش پریده بود!
مشخصات فنی : 201609
| ناشر | |
|---|---|
| مؤلف | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9786007505496 |
| وزن | 510 گرم |
| بر اساس | زهرا آیت الهی |



























دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده