نامادری سفیدبرفی یک ملکة جادوگر بود. او از سفیدبرفی متنفر بود، زیرا آن دختر از او زیباتر بود. حسادت نامادری باعث شد یکی از نگهبانان سفیدبرفی را برای کشتن به جنگل ببرد. اما چون دلش نیامد، او را نکشت و در جنگل رها کرد. در آن جا سفیدبرفی با هفت کوتوله آشنا شد و سرگذشتش را برایشان تعریف کرد، تا این که یک روز نامادری به آن جا رفت و یک سیب سمی به او داد و سفیدبرفی به محض خوردن سیب به زمین افتاد. کوتوله ها او را در یک تابوت شیشه ای در جنگل گذاشتند. مدتی گذشت، روزی شاهزادة زیبایی به آن جا آمد. او یک گل رز به سفیدبرفی هدیه داد. سفیدبرفی هم بلافاصله از خواب بیدار شد. آن دو با هم ازدواج کردند و با خوشبختی در کنار هم ماندند. این داستان افسانه ای برای کودکان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است.
مشخصات فنی : 64854
| ناشر | |
|---|---|
| مترجم | |
| ویراست | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9789645022929 |








دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده