کتاب هزار خورشید تابان

نیم نگاه pdf
10%

کتاب هزار خورشید تابان63801


قیمت اصلی: ۸۸۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۷۹۲,۰۰۰ تومان.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

شابک 9789643803247

معرفی کتاب هزار خورشید تابانکتاب هزار خورشید تابان دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغانستانی است که به زبان انگلیسی نوشته شده و به ده ها زبان زنده ترجمه شده است. این اثر در ژوئن ۲00۷ برای سه هفته، پرفروش ترین رمان امریکای شمالی شد. کتاب هزار خورشید تابان با ترجمه مهدی غبرایی یکی از بهترین مترجم های زبان فارسی منتشر شده است. خالدحسینی پیشتر با بادبادک باز به مخاطب ایرانی معرفی شد. درباره کتاب هزار خورشید تابانخالد حسینی در این اثر از دل فرازوفرودهای تاریخ سیاسی افغانستان، روایتی دردناک از زندگی دو زن هموطنش دارد که به گفته ی خودش، تنها گوشه ای از دردهای بی پایان زنان افغان است. زنان توانا و پاکی که در دام دنیایی خشن، نازیبا و مرداسالار گرفتار شده اند. دنیایی که حتی فرصتی اندک برای لذت بردن از زندگی را از آنان دریغ کرده است. دنیایی که در آن مجالی برای نشان دادن توانایی هایشان نمی بینند.داستان در قالب زندگی دو زن متفاوت در افغانستان روایت می شود. داستان زندگی مریم و لیلا، لیلا از دختران روشنفکر و باهوش افغان است که سبک زندگی اش، مشکلات زیادی را در وطن برایش ایجاد می کند. مریم زنی آسیب دیده از فرهنگ مردسالار افغانستان است که پدرش او را به ازدواج با مردی مسن مجبور و زندگی اش را تباه می کند. زندگی این دو در طول داستان به هم گره می خورد.خالد حسینی در هزار خورشید تابان از دنیایی حرف می زند که در آن، زن تنهاترین و مظلوم ترین موجود جهان است. زنان که بعد از به قدرت رسیدن طالبان در افغانسان زندگی سخت تری هم پیدا کردند موضوع کتاب حسینی هستند. او رنج و اندوه و جنگ این زنان را به تصویر یم کشد.خواندن کتاب هزار خورشید تابان را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم علاقه مندان به رمان هایی با موضوعات سیای و اجتماعی به ویژه حقوق زنان را به خواندن این کتاب دعوت می کنیم.بخشی از کتاب هزاران خورشید تاباننه را در کنجی از گورستان گل دامن خاک کردند. مریم با زن ها کنار بی بی جون ایستاده بود و ملافیض الله لب گور دعا خواند و مردها جسد کفن پوش ننه را در خاک گذاشتند.سپس جلیل همراه مریم به کلبه رفت و جلو مردم دِه که همراهشان بودند، برای حفظ ظاهر توجه زیادی به مریم نشان داد. خرت و پرت های او را جمع کرد و توی یک چمدان گذاشت. کنار تختخواب مریم که او رویش دراز کشیده بود، نشست و بادش زد. پیشانی مریم را نوازش کرد و با حالتی غمزده گفت هرچه می خواهد، بگوید. هرچه. همین طور گفت، دو بار.مریم گفت: «ملافیض الله را می خواهم.»«البته. بیرون ایستاده. می روم سراغش.»هیکل خمیده و نزار ملافیض الله که دم در پیدا شد، مریم برای اولین بار در آن روز زد زیر گریه.«آه، مریم جون.»ملا کنارش نشست و صورت او را لای دست هایش گرفت. «گریه کن، مریم جون. گریه کن. خجالت ندارد. اما دخترم، یادت باشد که قرآن چه می گوید ” الله که آسمان در دست های مبارک اوست، بر همه چیز تواناست، آن کس که مرگ و زندگی را از بهر آزمایش تو آفرید.” قرآن صادق است، دخترم. در پس هر آزمون و محنتی که خداوند بر دوش ما می گذارد، حکمتی نهفته است.»اما مریم تسکین پیدا نکرد. نه آن روز و نه بعدها. صدای ننه مدام در گوشش طنین می انداخت: اگر بروی، می میرم. می میرم. فقط توانست یکریز گریه کند و اشک هایش را روی پوست نازک خالدار دست ملافیض الله بریزد.*جلیل هنگام سوار شدن اتوموبیل خود در راه خانه کنار مریم در صندلی عقب نشست و دست روی شانه اش گذاشت.گفت: «می توانی پیشم بمانی، مریم جون. ازشان خواستم یک اتاق برایت آماده کنند. طبقه بالاست. به نظرم ازش خوشت بیاید. از آنجا منظره باغ پیش چشم توست.»مریم برای اولین بار با گوش های ننه حرف های او را می شنید. حالا دیگر به وضوح ریا را که زیر اطمینان دروغین و پوک نهفته بود احساس می کرد. نتوانست به چشم های او نگاه کند.اتوموبیل که جلو خانه جلیل ایستاد، راننده در را برایشان باز کرد.

مشخصات فنی : 63801

ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

شابک 9789643803247

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “کتاب هزار خورشید تابان”