پسری با ۳۵ کیلو امید

نیم نگاه pdf
10%

پسری با ۳۵ کیلو امید39669


قیمت اصلی: ۷۹,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۷۱,۱۰۰ تومان.

در انبار موجود نمی باشد

وزن 510 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

زبان

تعداد صفحات

تعداد صفحات ۵۶ صفحه
شابک 9786004625432

معرفی کتاب پسری با 35 کیلو امیدکتاب پسری با 35 کیلو امید داستانی از آنا گاوالدا با ترجمه فاطمه مطیع است. این داستان درباره پسری به نام گرگوری است که از مدرسه متنفر است ولی همه فکر می کنند که او بازیگوشی می کند…انتشارات پرتقال با هدف نشر بهترین و با کیفیت ترین کتاب ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.درباره کتاب پسری با 35 کیلو امیدگرگوری از مدرسه متنفر است. بیشتر از هر چیزی توی دنیا. او دوست دارد اوقاتش را توی کارگاه پیش پدربزرگش بگذراند. اما پدر و مادرش اصرار دارند که او باید به مدرسه برود. او نمرات خوبی نمی گیرد. دو بار مردود شده و یکبار هم از مدرسه اخراج شده است. پدر و مادرش او را پیش پزشکان مختلفی بردند و همگی به این نتیجه رسیدند که او فقط مشکل تمرکز دارد اما گرگوری خودش می داند که تنهای دلیش این است که هیچ انگیزه ای برای رفتن به مدرسه ندارد…کتاب پسری با 35 کیلو امید را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم نوجوانان را به خواندن کتاب پسری با 35 کیلو امید دعوت می کنیم. والدین، مشاوران و کسانی که با گروه سنی نوجوان کار می کنند نیز می توانند از این داستان زیبا لذت ببرند.درباره آنا گاوالدا آنا گاوالدا از معروف ترین داستان نویسان حال حاضر فرانسه است که در ۹ دسامبر 1۹۷0 در خانواده ای مرفه در پاریس متولد شده است. مخاطبان اصلی آثار وی معمولا زنان هستند. گاوالدا در بیست ودو سالگی، در سال 1۹۹۲جایزه بهترین نامه عاشقانه رادیو فرانسه بین المللی و در سی سالگی، سال ۲000، جایزه بزرگ رادیوتلویزیون لوکزامبورگ لِر را برای مجموعه داستان «کاش کسی جایی منتظرم باشد» از آن خود کرد.از گاوالدا رمان ها و مجموعه داستان های متعددی منتشر شده که همه با استقبال خوانندگان روبه رو شده و تیراژ تعدادی از آن ها از 1.5 میلیون نسخه گذشته است. رمان «من او را دوست داشتم» آنا گاوالدا در میان خوانندگان ایرانی پرطرفدار است.بخشی از کتاب پسری با 35 کیلو امیداز مدرسه متنفرم.بیشتر از هر چیزی توی این دنیا.حتی از این هم بیشتر…گند زده به زندگی ام. می توانم بگویم فقط تا سه سالگی خوشبخت بودم.واقعاً از آن دوران چیز زیادی یادم نمی آید، اما به نظرم اوضاع خوب بود. بازی می کردم، کارتون خرس کوچولوی قهوه ای را ده بار پشت سر هم می دیدم، نقاشی می کشیدم و با سگ مخملی ام گرودودو1، که عاشقش بودم، میلیاردها ماجرا می ساختم. مادرم برایم تعریف کرده که ساعت ها در اتاقم می ماندم و وراجی می کردم و با خودم تنهایی حرف می زدم. به خاطر همین هاست که می گویم آن زمان ها خوشبخت بودم.در آن دوره از زندگی ام، همه را دوست داشتم و فکر می کردم همه همدیگر را دوست دارند. اما بعدها، وقتی سه سال و پنج ماهم شد، بووووووم! مهدکودک.مثل این که صبح روز اول، خیلی خوشحال رفتم به مهد. چون پدر و مادرم در تمام تعطیلات آن قدر از مهدکودک برایم تعریف کرده بودند که دیگر حوصله ام را سر بردند: «عزیزم خیلی خوش شانسی، قراره بری یه مهدکودک خوب…»، «این کیف خوشگل نو رو ببین! این برای مهدکودک خوشگلته که می خوای بری!» و همین جوری ور ور ور… مثل این که آن روز گریه هم نکردم. (البته چون من کنجکاوم، فکر می کنم دلیلش این بود که می خواستم ببینم در مهدکودک چه اسباب بازی و لگوهایی دارند…) مثل این که موقع ناهار هم خوشحال به خانه برگشتم و خوب غذا خوردم و زود به اتاقم رفتم تا روز فوق العاده ام را برای گرودودو تعریف کنم.خب اگر می دانستم، از آخرین لحظات خوشبختی ام حسابی لذت می بردم، چون بلافاصله بعدش، زندگی ام از مسیر اصلی خارج شد…

مشخصات فنی : 39669

وزن 510 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

زبان

تعداد صفحات

تعداد صفحات ۵۶ صفحه
شابک 9786004625432

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “پسری با ۳۵ کیلو امید”