کتاب خداوند الموت – (حسن صباح)

نیم نگاه pdf
10%

کتاب خداوند الموت – (حسن صباح)199026


قیمت اصلی: ۹۷۵,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۸۷۷,۵۰۰ تومان.

در انبار موجود نمی باشد

وزن 1117 گرم
ناشر

مؤلف

،

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

تعداد صفحات ۷۹۴ صفحه
شابک 9786229731147

معرفی کتاب حسن صباح خداوند الموتکتاب حسن صباح خداوند الموت نوشته پل آمیر است که با ترجمه ذبیح الله منصوری منتشر شده است. این کتاب به تاریخ اوج شکوه و قدرت اسماعیلیه و شهرت حسن صباح می پردازد.زمانی که هلاکو بر قلعه های اسماعیلیه پیروز شد، تمام آثار مکتوب که در آن قلعه ها بود، از بین رفت و هر زمان که حکومت های وقت بر یک قلعه اسماعیلی مستولی می شدند، هر کتاب و نوشته ای را که به مذهب اسماعیلی مربوط بود از بین می بردند.درباره کتاب حسن صباح خداوند الموتآنچه از مورخان شرق و غرب به جا مانده، نشان می دهد که مذهب اسماعیلیان در دورهٔ حسن صباح و جانشین های او رواج داشته است.برداشتی که در این کتاب از نهضت حسن صباح شده، غیر از آن است که تا امروز در کتب دیگر راجع به فرقهٔ اسماعیلیه نوشته اند و از آنچه نویسنده این کتاب می گوید چنین استنباط می شود که نهضت حسن صباح، فقط یک نهضت مذهبی نبوده، بلکه آن مرد می خواسته ایران را از تحت سلطهٔ خلفای عباسی یا کسانی که از سلاطین و امرای محلی ایران بودند، اما از خلفای عباسی گوش شنوا داشتند، برهاند.خواننده با این کتاب به قلب تاریخ سفر می کند و دنیای تازه ای را می بیند که تصویری از آن ندارد، دنیای جنگ های داخلی ایران و تلاش مردم برای آزادی.خواندن کتاب حسن صباح خداوند الموت را به چه کسانی پیشنهاد می کنیماین کتاب را به تمام علاقه مندان به داستان های تاریخی پیشنهاد می کنیمبخشی از کتاب حسن صباح خداوند الموتصبح روز بعد تمام مردانی که جزء فداییان و یا در زمرهٔ رفقا بودند با لباس معمولی خود عبارت از کمرچین و شلوار در دامنهٔ وسیع الموت حضور به هم رسانیدند. علی کرمانی شب قبل شادان بود که روز دیگر روز ورزش و تمرین جنگی است. صبح زود از خواب برخاست و نماز صبح را طبق معمول فرادا خواند و لقمه الصباح خورد و راه دامنهٔ الموت را پیش گرفت. علی کرمانی نیزه ای در دست و شمشیری بر کمر و کمانی بر دوش داشت و ترکش پر از تیر را به کمر خود نصب کرده بود. آن روز هرکس او و دیگران را می دید تصور می کرد که برای جنگ می روند در صورتی که آن جوان می رفت تا ورزش کند و به تمرین های جنگی مبادرت کند. علی کرمانی جزء فداییان بود و می دانست تا روزی که همسری نگرفته و دارای فرزند نشده، جزء فداییان است. ولی بعد از اینکه زن گرفت و دارای فرزند شد جزء طبقهٔ رفقا می شود؛ ولی رفقا هم مثل فداییان مکلف بودند که همواره ورزش و تمرین جنگی کنند. ما تصور می کنیم اروپاییان اولین فرقه های مذهبی که در عین حال دارای جنبهٔ نظامی بودند در اروپا به وجود آمدند، در صورتی که اولین فرقهٔ مذهبی و نظامی را ایرانیان به وجود آوردند و در فرقهٔ باطنیه ورزش و تمرین های جنگی جزء تکالیف مذهبی به شمار می آمد و مثل نماز و روزه واجب بود. علی کرمانی از روزی که به سن بلوغ رسید شروع به ورزش و تمرین های جنگی کرد، زیرا ورزش و تمرین های جنگی از زمانی برای مردها واجب می شود که نماز و روزه بر آنها واجب می شد. علی کرمانی می دانست ایام ورزش و تمرین جنگی را خداوند تعیین می کند و در مذهب باطنیه ایام ویژه ای برای آن وضع نشده است. در جاهایی که فرقهٔ باطنیه شعبه داشت، داعی بزرگ زمان ورزش و تمرین جنگی را تعیین می کرد. در هر نقطه که مردم می توانستند بیشتر از فراغت استفاده کنند، مردها زیادتر ورزش و تمرین جنگی می کردند و در جاهایی که مردها فراغت کمتر داشتند، کمتر به ورزش و تمرین جنگی می پرداختند. وقتی علی کرمانی به دامنهٔ الموت رسید، ابتدا به سمت سرپوشیده رفت تا قبل از ورزش و تمرین های جنگی با دیگران قدری صحبت کند. سرپوشیدهٔ دامنهٔ الموت، در دنیای آن روز منحصربه فرد بود و در هیچ نقطه از آسیا و اروپا چنان سرپوشیدهٔ بزرگی دیده نمی شد؛ زیرا دوازده هزاروپانصد مترمربع وسعت داشت و پانصد ستون، آن سرپوشیده را نگه می داشت. از آن سرپوشیده چند استفاده می شد، یکی اینکه فداییان و رفقا در روزهایی که ورزش و تمرین جنگی می کردند (داعی ها و داعی های بزرگ مجبور نبودند ورزش و تمرین جنگی کنند، ولی می توانستند به اختیار خود ورزش تمرین جنگی کنند)، غذای نیمروز را در آن سرپوشیده صرف می کردند و بعد از غذا قدری استراحت می کردند. استفادهٔ دیگری که از آن سرپوشیده می شد این بود که در روزهایی که باران و برف می بارید، مردان الموت در آن سرپوشیده ورزش و تمرین جنگی می کردند. سومین استفاده ای که از آن می کردند این بود که وسایل ورزش را آنجا می گذاشتند تا مجبور نباشند هر روز که موقع ورزش و تمرین جنگی است وسایل ورزش را از شهر به آنجا بیاورند و بعد از خاتمهٔ ورزش آن وسایل را به شهر برگردانند. هنگامی که علی کرمانی در سرپوشیدهٔ وسیع که دویست وپنجاه گز طول و پنجاه گز عرض داشت با دیگران صحبت می کرد، صدای صفیر داعی بزرگ به گوش رسید. در فرقهٔ باطنیه، مربی ورزش و تمرین های جنگی (البته در شهر الموت) یک داعی بزرگ بود و داعی بزرگ در فرقهٔ باطنیه از حیث مرتبه، بلافاصله بعد از خداوند الموت قرار می گرفت. صدای صفیر داعی بزرگ به مردها اخطار می کرد که برای ورزش آماده شوند. علی کرمانی مثل مردهای دیگر نیزه و شمشیر و کمان و ترکش خود را در مکان به خصوصی گذاشت و بعد کمربند را گشود و کمرچین را (که می توان اسم کلیچه هم روی آن نهاد) از تن بیرون آورد و از سرپوشیده خارج شد و در پرتو آفتاب صبح در جایی که مخصوص او بود قرار گرفت. آن وقت پنج طبال مقابل ورزشکاران قرار گرفتند و با آهنگی مخصوص شروع به نواختن طبل کردند تا حرکات ورزشکاران را منظم کنند. بعد از اینکه چند دقیقه طبل نواخته شد، یک خوانندهٔ خوش آواز شروع به خواند کرد و در مقدمه اشعاری در مدح پیغمبر اسلام و علی بن ابیطالب (ع) و فرزندان او خواند و بعد به خواندن اشعار فردوسی شاعر معروف خراسانی که یک قرن قبل از آن تاریخ زندگی را بدرود گفته بود پرداخت.

مشخصات فنی : 199026

وزن 1117 گرم
ناشر

مؤلف

،

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

تعداد صفحات ۷۹۴ صفحه
شابک 9786229731147

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “کتاب خداوند الموت – (حسن صباح)”