کتاب مثل بیروت بود386453
قیمت اصلی: ۴۰۰,۰۰۰ تومان بود.۳۶۰,۰۰۰ تومانقیمت فعلی: ۳۶۰,۰۰۰ تومان.
در انبار موجود نمی باشد
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| تعداد صفحات | ۳۵۶ صفحه |
| شابک | 9786226837545 |
معرفی کتاب مثل بیروت بودرمان مثل بیروت بود اثر زهرا اسعد بلنددوست در انتشارات کتابستان معرفت به چاپ رسیده است. نویسنده در این رمان که بر پایه واقعیات نوشته شده، اتفاقات آبان سال ۱۳۹۸ را پیش چشم مخاطب، جانی دوباره میدهد. درباره کتاب مثل بیروت بودسارا همسر یکی از مدافعان حرم است که از تنهایی و غربت و درک نشدن توسط دیگران مغموم است او زیر این فشار کمر خم میکند و تاب نمیآورد، زهرا نیز به واسطه دوستی با سارا وارد مسیری پرتلاطم میشود و دانیال برادر سارا هم که حالا به سپاه پیوسته است ناگهان مفقود الاثر میشود و خبر شهادتش در رسانهها پخش میشود. اینجاست که داستان وارد فضایی مبهم و مهآلود میشود. رمانی پر از دوراهیهای خطرناک و فتنههایی که باید از میانشان راه راست را پیدا کرد. خواندن کتاب مثل بیروت بود را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم علاقهمندان به داستانهای اجتماعی را به خواندن این کتاب دعوت میکنیم. بخشی از کتاب مثل بیروت بودبا سری در مرز انفجار، زیر پتو خزیدم. دلم بیخیالی چند هفته قبل را میخواست. صدای پیام تلگرام بلند شد. بیرمق، گوشی را از زیر تخت برداشتم. همان ناشناس بود. بغض سیب شد و در گلویم غلتید. کاش دست از سر زندگیم برمیداشت. مضطرب پیام را گشودم: «اینکه واسه یه منافقزادهٔ مریض سوپ ببری هم رأفت اسلامی محسوب میشه؟!»حالم بد بود، بدتر شد. او میدانست، او باز هم همهچیز را میدانست. اما چطور؟! من که در تمام طول مسیر، شش دانگ حواسم را به اطراف سند زده بودم. صدای ضربان قلبم را به گوش میشنیدم.«تو این چیزها رو از کجا میدونی؟ تعقیبم میکنی؟»پیام آمد:«من خیلی چیزها رو میدونم؛ مثلاً معنی ستونپنجم رو خیلی خوب میفهمم یا مثلاً خوب میدونم اون تولهمنافق مأموریتش چیه و چه خوابی واسه حاجاسماعیل دیده.»او چه میخواست بگوید؟! در عین واضحبودن، حرفهایش برایم قابل فهم نبود.«منظورت از این حرفها چیه؟ منظورت از ستونپنجم و تولهمنافق کیه؟ چه مأموریتی، چه خوابی؟ اصلاً اینها چه ربطی به پدر من داره؟!»پاسخ داد: «خودت رو به خنگی نزن. میدونی دقیقاً دارم در مورد کی حرف میزنم. همهٔ اینها به پدرت ربط داره، چون پدرت حاجاسماعیله و جزء معدود افرادیه که از یه راز محرمانه باخبره.»راست میگفت؛ پدر نظامی بود و سینهاش مالامال از اسراری که هر کدامشان قیمتی برابر با جانش داشتند اما این بازی به حکم کدامین راز سربهمهر میچرخید که مرد موطلایی قصد نارو زدن داشت؟ اصلاً مگر دانیال در این بازی میگنجید؟«چرا باید حرفت رو باور کنم؟ از کجا معلوم که داری راست میگی؟»چند عکس ارسال کرد؛ عکسهایی از همان پیرمرد شیکپوش که آشناییاش در حافظهام میکوبید اما چیزی بر خاطرم نمینشست.«با دقت به عکسهای این پیرمرد نگاه کن. به نظرت جایی ندیدیش؛ مثلاً تو آلبومهای مادر سارا؟ یا شبیه به کسی نیست؛ مثلاً دانیال؟»آب دهانم را دردناک قورت دادم. روح قصد پرواز از تنم داشت. آری! آن مرد را در عکسهای کودکی سارا و در حوالی چهرهٔ مرد موطلایی دیده بودم. اما… اما امکان نداشت. سارا خودش گفته بود که پدرش جان به عزرائیل تسلیم کرده و برچسب میت گرفته. حالا این هیبت زنده را باید به حساب کدام دم مسیحایی میگذاشتم که شیطان را به حیاط زندگیام هل داده بود.
مشخصات فنی : 386453
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| تعداد صفحات | ۳۵۶ صفحه |
| شابک | 9786226837545 |

























مزایای لمینت : بالا بردن عمر مفید روی جلد و پشت جلد کتاب با افزایش استحکام و دوام . محافظت موثر از کتاب در برابر خرابی، پوسیدگی و آسیبهای محیطی . بهبود کیفیت ظاهری : وضوح تصویر، استانداردبودن رنگها و جذابیت بصری
دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده