کتاب نجات ارداس ۶ – (جنگ های نفس گیر)

نیم نگاه pdf
10%

کتاب نجات ارداس ۶ – (جنگ های نفس گیر)28701


قیمت اصلی: ۲۲۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۱۹۸,۰۰۰ تومان.

در انبار موجود نمی باشد

وزن 510 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

زبان

تعداد صفحات

تعداد صفحات ۱۸۸ صفحه
شابک 9786008347927

معرفی کتاب نجات ارداس؛ جلد ششمجنگ های نفس گیر جلد ششم از مجموعه پرطرفدار نجات ارداس، نوشته الیوت شرفر است. مجموعه نجات ارداس را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت ترین کتاب ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.درباره مجموعه نجات ارداسدر دنیایی که ارداس در آن زندگی می کند همه آدم ها یک حیوان درون دارند که همیشه در کنارشان زندگی می کند. «کانر»، «میلین»، «رولان» و «ابک» چهار نوجوان این داستان هستند که هرکدام از یک سرزمین آمده اند. آنها باید با کمک حیوان درون خود ارداس را از نابودی نجات دهند.در این مجموعه دنیایی از جنگ و ماجراجویی انتظارتان را می کشد. چهار نوچوان این مجموعه قرار است با نیروهای پلید و شیطانی بجنگند.در هر جلد از ماجراهای این مجموعه چند اتفاق هیجان انگیز می افتد و این چهار نوجوان ماجراجو هر بار توی یک دردسر تازه می افتند. در هر قسمت، بچه ها درگیر چند موضوع می شوند و بارها به چالش کشیده می شوند. در این مجموعه داستان فانتزی مفاهیمی مانند روابط بین انسان و حیوان و نیازهای مشرتک آنها مطرح می شود و به ما یادآوری می کند که باید از حیوانات مراقبت کنیم.خواندن مجموعه نجات ارداس را به چه کسانی پیشنهاد می کنیمنوجوانان بالای دوازده سال مخاطبان این کتاب اند. بخشی از کتاب جنگ های نفس گیرکانِر نمی فهمید که چرا یک پدر باید فرزندش را رها کند! او می دانست رئیسی مثل پوجالو، مسئولیت های زیادی دارد: آسایش اوکایهی در ذهن او مهم ترین مسئولیت بود؛ اما بازهم…کانِر که غرق در افکارش بود، روی یک بوته، سکندری خورد. ناسزا گفت و انگشت های پایش را ماساژ داد؛ بعد به راهش ادامه داد. به قدری نور ماه کم بود که آن ها مانع یا بوته ها را درست نمی دیدند. کانِر یک لحظه به ستاره های درخشان و پراکنده نگاه کرد. بعد دوباره به جلوی پایش خیره شد و راه افتاد.اَبِک همیشه با آب وتاب از خانواده اش حرف می زد. سوآمایی که اَبِک از او تعریف می کرد، بسیار زیبا بود و پدرش هم بسیار خردمند. بالأخره کانِر آن ها را دید و به جای اینکه تحت تأثیر قرار بگیرد، حس بدی پیدا کرد.بدون تردید خانواده به هرکسی حس خاصی از امنیت می دهد و کانِر به همین دلیل طلسم گُرازِ آهنی رامفوس را برای حمایت و امنیت خانواده اش، تسلیم دشمن کرده بود. درهرصورت حالا آرزو می کرد که ای کاش اَبِک با آن ها بود تا به او می گفت که بی علاقگی پدرش را پای مشکلاتش بگذارد. اَبِک برای او و برای همهٔ آن ها مثل یک خواهر بود. او دختر فوق العاده ای بود؛ هرکسی او را می دید، این را می فهمید.چشم های کانِر برای ازدست دادن دو نفر غمگین شد؛ دو نفری که شاید برای همیشه صدایشان خاموش شده باشد.لحظه ای به آسمان نگاه کرد و چند جمله را بی صدا گفت: شاید اَبِک هم الان این ستاره ها رو می بینه. قوی باش اَبِک! از میلین محافظت کن. به اون کمک کن تا خودش رو ببخشه.رولان گفت: «آهای پسرِ سربه هوا! راه برو!» و از پشت سرِ کانِر سکندری خورد و با دست هایش شانهٔ او را گرفت تا نیُفتد. کانِر سرش را تکان داد؛ دوباره تمرکز کرد و در تاریکیِ شب راه افتاد. جلوتر از آن ها بریگان کاملاً هُشیار بود. گوش هایش را صاف کرده بود تا گروه را بهتر راهنمایی کند؛ اما معنی اش این نبود که کانِر به خودش اجازه دهد در این سرزمین خطرناک، گوش به زنگ نباشد.کانِر حواسش را جمعِ فضای دوروبَرشان کرد. حواس او با پیوستن به بریگان، قوی تر می شد. زمین، بوهای متفاوتی داشت: بوی ملایم علف های زیرِ پا تا عطر مطبوع بوته های وحشی؛ همچنین بوی بسیار خوبی از موجودات زیر زمین و رایحهٔ لطیفی از سمت موریانه ها. کانِر می توانست در تاریکی، هم سریع راه برود و هم بوهای تُند را استشمام کند.تارِک تصمیم گرفته بود از آن به بعد برای اینکه کمتر با مهاجمان روبه رو شوند، شب ها حرکت کنند؛ که در این صورت میدان دیدشان کمتر می شد و باید به حس بویاییِ مطمئنِ بریگان تکیه می کردند. بریگان جلوی آن ها حرکت می کرد و کانِر قدم هایش را بااطمینان تر برمی داشت. تارِک و رولان هم پشت سرِ آن ها می آمدند و قدم هایشان را جای پاهای بریگان و کانِر می گذاشتند.هنوز مسافت زیادی را به طرف جنوب اوکایهی نرفته بودند که مناظر اطراف تغییر

مشخصات فنی : 28701

وزن 510 گرم
ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

زبان

تعداد صفحات

تعداد صفحات ۱۸۸ صفحه
شابک 9786008347927

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “کتاب نجات ارداس ۶ – (جنگ های نفس گیر)”