کتاب الان کجایی؟

نیم نگاه pdf
1%

کتاب الان کجایی؟150536


قیمت اصلی: ۴۱۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۴۰۵,۹۰۰ تومان.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

snapppay
هر قسط با اسنپ‌پی: ۱۰۱,۴۷۵ تومان
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.

ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

شابک 9786005138191

معرفی کتاب الان کجایی؟کتاب الان کجایی؟ داستانی از مری هیگینز کلارک با ترجمه سیما فلاح است. این داستان که ماجرای عجیب ناپدید شدن ناگهانی یک پسر جوان را روایت می کند، داستانی پر از رمز و راز است که تا پایان، مخاطبانش را همراه خود می کشاند. درباره کتاب الان کجایی؟کوین مکنزی که همه او را به نام مک می شناختند، گم شده است. او تازه فارغ التحصیل شده و در دانشکده حقوق دوک ثبت نام کرده بود، اما یک روز آپارتمانش را ترک کرد. بدون اینکه با همخانه هایش صحبتی کند از آنجا رفت و دیگر کسی او را ندید. او هر سال در روز مادر به مادرش تلفن می زند. اما در این تماس ها فقط به مادرش اطمینان می دهد که حالش خوب است و از زیر جواب دادن به سوال های مادرش در می رود. هیچ چیز او را وادار نکرد که برگردد. حتی زمانی که پدرش، در واقعه یازده سپتامبر کشته شد. کارولین، خواهر بیست و شش ساله مک است که حالا مجبور شده با دو حادثه غم انگیز در خانواده اش، یعنی ناپدید شدن برادرش و فقدان پدرش، کنار بیاید. او متوجه موضوعی می شود. تا زمانی که او و مادرش، مک را پیدا نکنند آرام نمی گیرند و نمی توانند با زندگی شان کنار بیایند. بنابراین تصمیم می گیرد هرطور شده از این ماجرا سر دربیاورد. غافل از اینکه این جستجو او را به جاهای خطرناکی می رساند و از رازهای عجیبی آگاهش می کند. کتاب الان کجایی؟ را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم خواندن کتاب الان کجایی؟ را به تمام دوست داران رمان ها و ادبیات داستانی پیشنهاد می کنیم. بخشی از کتاب الان کجایی؟ دخترش به شدت شبیه مادربزرگ مرحومش بود. آرون هر بار که به قبرستان می رفت و فکر می کرد که قاتل مادرش هنوز آزاد است و راست راست توی خیابان ها ول می گردد، تمام وجودش را خشم و ناامیدی فرا می گرفت.با یک جسم سنگین از پشت توی سر مادرش زده بودند. تلفن همراهش روی زمین کنارش افتاده بود. یعنی خطر را احساس کرده و آن را از توی جیبش در آورده و سعی کرده بود با ۹11 تماس بگیرد؟ تنها همین احتمال بود که با عقل جور در می آمد. به احتمال قوی سعی داشته به کسی تلفن بزند. طبق گزارش پلیس، در آن لحظه نه به کسی تلفن زده و نه کسی به او تلفن زده بود.پلیس ها عقیده داشتند قضیه یک کیف قاپی معمولی بوده است. ساعتش، تنها جواهری که در آن موقع روز استفاده می کرد، به علاوهٔ کلید خانه اش ناپدید شده بود.آرون از پلیس پرسیده بود: ‘اگر کسی که مادرم را کشته نمی دانسته او کی بوده و کجا زندگی می کرده، پس چرا کلید خانه اش را دزدیده؟’ پلیس ها هیچ جوابی برای این سؤال نداشتند.آپارتمان مادرش درِ ورودی مجزا داشت که نبش ساختمان، همسطح با خیابان و دور از در اصلی ساختمان و مونیتور نگهبانی بود، ولی کارآگاهی که در مورد آن پرونده کار می کرد، متذکر شده بود هیچ چیز از آپارتمان او به سرقت نرفته است. کیف پولش که صدها دلار در آن بود، دست نخورده داخل کیف زنانه اش بود. جعبهٔ جواهراتش، باز روی میز توالتش بود و چند تکه جواهر ارزشمند هم بدون اینکه چیزی از آن کم شده باشد، داخلش بود.موقعی که آرون زانو زد و به علفی که روی گور مادرش بود دست کشید، باران دوباره شروع به باریدن کرد. وقتی می خواست روی سنگ قبر زانو بزند، زانوهایش در زمین گلی فرو رفت و زیر لب زمزمه کرد: ‘مامان، خیلی دلم می خواست زنده بودی و بچه ها را می دیدی. پسرها دارند کلاس اول و کودکستان را تمام می کنند. دانیل از همین الان یک هنرپیشهٔ کوچولوست. او را می بینیم که چند سال دیگر دارد برای یکی از آن نمایشنامه هایی که تو در کلمبیا کارگردانی می کردی، امتحان هنرپیشگی می دهد.’آرون پاسخی را که مطمئنآ مادرش می داد، به ذهن آورد و لبخندی روی لبانش پدیدار شد. ‘آرون، خیلی خیالپردازی. با یک جمع و تفریق ساده متوجه می شوی موقعی که دانیل به کالج برود، من هفتاد و پنج ساله خواهم بود.’آرون با صدایی بلند گفت: ‘و تو هنوز داری در دانشگاه درس می دهی و در تئاتر کارگردانی می کنی و هنوز پر از دل و جرأتی.’

ویراستار:حمیده رستمی

مشخصات فنی : 150536

ناشر

مؤلف

مترجم

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

شابک 9786005138191

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “کتاب الان کجایی؟”