کتاب بیشعوری210779
قیمت اصلی: ۶۵,۰۰۰ تومان بود.۵۸,۵۰۰ تومانقیمت فعلی: ۵۸,۵۰۰ تومان.
در انبار موجود نمی باشد
| ناشر | |
|---|---|
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9786227152197 |
معرفی کتاب بیشعوریکتاب بیشعوری اثر مشهور خاویر کرمنت است که با ترجمه الهام امیری زاده منتشر شده است. این کتاب، درباره پدیده قرن معاصر یا به بیان خود نویسنده، خطرناک ترین بیماری بشریت، نوشته شده است و راهنمای عملی برای شناخت و درمان ارائه می کند.درباره کتاب بیشعوریخاویر کرمنت در کتاب بیشعوری درباره بیماری صحبت می کند که قطعا همه ما با آن روبه رو شده ایم؛ زمانی که همه افراد دور و برتان با احترام با شما رفتار می کنند اما درنهایت متوجه می شوید که این احترام برآمده از ترس است. این بیماری که بیشعوری نام دارد، یکی از پدیده های عصر معاصر زندگی ما است. خاویر کرمنت، کسی بود که متوجه شد، این مثال درباره او صدق می کند. او تصمیم گرفت تا درباره بیشعوری تحقیق کند و نتایج تحقیقاتش را به شکل این کتاب منتشر کرد. او همچنین مثال هایی را از زندگی خودش بیان کرد تا به درک و شناخت بهتر این پدیده کمک کند. در بخش اول کتاب با تعریف، ماهیت و شدت بیشعوری آشنا می شویم. در بخش بعدی کتاب انواع بیشعورها را می شناسیم. در ادامه درباره جامعه بیشعور و همچنین زندگی با بیشعورها می خوانیم. خبر خوب است که بخش آخر کتاب، راه نجات، مراحل و وسایل درمان را به ما نشان می دهد. کتاب بیشعوری را به چه کسانی پییشنهاد می کنیمبیشعوری کتابی است که تمام طرفداران کتاب های طنز را به خود جلب می کند و البته می تواند کتابی جذاب برای تمام کاربران اشراق بوک باشد. درباره خاویر کرمنتخاویر کرمنت پزشک و روان شناس آمریکایی است که در ایران به دلیل نوشتن کتاب بیشعوری و کتاب هایی که بعد از آن منتشر کرد، مشهور شد. او کسی بود که خودش را به عنوان یک بیشعور شناسایی کرد و برای جبران رفتارش، بعد از پژوهش پیرامون این مفهوم، سری کتاب های بیشعوری را منتشر کرد.از میان نوشته های خاویر کرمنت می توان به کتاب های بیشعوری، بیشعور های پوست کلفت را بشناس، بیشعورهای ابدی و توطئه بیشعورها اشاره کرد که البته با نام های مختلف و به دست مترجمان مختلف ترجمه شده اند.بخشی از کتاب بیشعوریهمه ما در زندگی، بیشعورهای زیادی را دیده ایم و حتی با آنها سر و کار هم داشته ایم. من هم اول بیشعوری را یک بیماری نمی دانستم و به نظر خود آن را یک جور کمبود شخصیت می دانستم که می توان با اراده آن را اصلاح یا از بین برد. ولی الان متوجه ماهیت بیشعوری شده ام. بیشعوری نوعی عادت است که شخص انتخاب می کند همیشه همانطور باشد و رفتار کند، مثل مصرف همیشه الکل و مواد مخدر دیگر، رفتار شخص معتاد روی اجتماع اثرات بدی می گذارد. بدتر از همه اینکه آنها خود آگاه به این بیشعوری خود نیستند مثل خودم که واقعاً نمی دانستم یک بیشعورم.هیچ انسانی نمی خواهد که ضعف ها و اشتباهاتش را بپذیرد. خودم چون نمی خواستم دیگران بدانند بیشعور هستم از نوشتن این کتاب و حتی صحبت درباره ی این تفکرات اشتباه خجالت می کشیدم. بالاخره با وجدان خود کنار آمدم و با کمک دوستان و بیمارانم شروع به نوشتن داستان تلخ بیشعوری خودم و دیگران و سختی های دور کردن آن از وجود انسانه ا کردم. حالا که گذشته ام را مرور می کنم، می بینم که چقدر از عمرم را در بیشعوری بودهام. الان دیگر مراحل و سختی های درمان شدن را درک میکنم. هیچ انسان عاقلی دوست ندارد آن را تجربه کند، ولی چاره ی دیگری برای بیشعور نیست. تا قبل از اینکه بیشعوری شما را نابود کند، خود را اصلاح کنید. متأسفانه خودم صادقانه اعتراف میکنم که حدود بیست سال بیشعوری تمام عیار بودهام! خانواده و دوستانم و حتی بیمارانم را با بیشعوریام آزار دادهام و گاهی آنها از من فرار میکردند. همه از رفتارهای بدم میرنجیدند. الان خیلی پشیمانم اگر زودتر متوجه بیشعوریام میشدم و در سن پایینتر روی این رفتارهایم کار میکردم و آنها را اصلاح میکردم الان خیلی از این اتفاقات قابل پیشگیری میشدند. برای تشخیص نشانههای بیشعوری در خود و دیگران هرگز نگویید که الان زود است یا خیلی دیگر گذشته است. خودم که تا سن چهل سالگی از بیشعور بودنم نشانهای نمیدیدم و مثل بیشتر بیشعورها، از اینکه توانایی و پشتکار زیادی دارم و به همه خواستههایم رسیدهام به خود افتخار میکردم. از همان دوران دبیرستان آموختم نباید برای کارهایی که انجام میدهم احساس گناه کنم و در زمان رزیدنتی، با پرستاران و بیماران برخورد توهینآمیزی داشتم و با دستور دادن و برخورد تند کارم پیش میرفت. هنگامی که مشغول به کار تخصصی خودم شدم روشهای بدتری را یاد گرفتم. نکتهی خیلی مهم این است که آن زمان من فکر میکردم به عنوان یک پزشک، این نوع رفتار نشان دهندهی اعتماد به نفس بالا است. جواب تستهای روانشناسی و روانکاوی متعددی که انجام دادم این بود که من قوی هستم و ضریب هوشی بالایی دارم. در قسمت خود سازی نمرهی بالایی آوردم، چون خودم میتوانستم خودسنجی کنم یعنی به کسی اجازه نمیدادم با من بحث کند و کارم خیلی گرفته بود. با زن زیبایی ازدواج کردم و دو بچهی عالی آوردیم. کارمندان به من احترام میگذاشتند و در بیمارستان و محافل پزشکی جایگاه ویژهای داشتم. در اجتماع هم به من به عنوان کسی که در حرفهاش نفوذ و اعتبار زیادی دارد نگاه میشد. کلاً زندگی خوبی داشتم، از زندگی و از خود راضی بودم. نظر دکتر خاویر کرمنت خوب و خوشبینانه نبود. گاهی حس ناخوشایندی داشتم چون احساس میکردم این احترام از سوی همکارانم بیشتر از سر ترس است تا احترام حقیقی ولی به خود تلقین میکردم که حتماً از ابهت من میترسند. کارمندان با دیدن من حرفهای خود را قطع میکردند و متفرق میشدند. دوستانم هر روز با عذرخواهی به بهانهای خود را از من دور میکردند. وقتی که در یک میهمانی حرف میزدم، بعضیها با ناراحتی به زمین خیره میشدند و سکوت میکردند. حتی نمیخواستند کلمهای از حرفهایم را بشنوند. ولی با خود میگفتم، خودشان مشکل دارند.
مشخصات فنی : 210779
| ناشر | |
|---|---|
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9786227152197 |











دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده