نیم نگاه pdf
1%

کتاب سگ ولگرد146166


قیمت اصلی: ۱۹۰,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۱۸۸,۱۰۰ تومان.

در انبار موجود نمی باشد

ناشر

مؤلف

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

شابک 9789644530579

معرفی کتاب سگ ولگردکتاب سگ ولگرد مجموعه داستان های کوتاه نوشته صادق هدایت است. این اثر شش داستان کوتاه دارد که با زبانی نمادین به مسائل مهم زندگی انسان می پردازند و به زبان های بسیاری از جمله انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی استانبولی، ارمنی، بلغاری، و قزاقی ترجمه شده است.درباره کتاب سگ ولگردسگ ولگرد داستان کوتاهی از صادق هدایت است. او این داستان را در سال 13۲1 نوشت. اما چون در آن دوران ممنوع القلم بود، داستانش را بعد از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، به همراه چند داستان دیگر در کتابی به همین نام در تهران منتشر کرد. سگ ولگرد، ماجرای یک سگ اصیل اسکاتلندی به نام پات است. پات پس از گم کردن صاحبش، سرگردان شده. انسان ها آزارش می دهند. اما در همان زمانی که آزار می بیند در عمق چشمانش می توان روح او را دید. او سگی معمولی نیست. پات در آرزوی بازگشت به دوران کودکی است….در این کتاب داستان های سگ ولگرد، دون ژوان کرج، بن بست، کاتیا، تاریک خانه و میهن پرست را می خوانیم.کتاب سگ ولگرد را به چه کسانی پیشنهاد می کنیمخواندن این کتاب را به تمام دوست داران داستان کوتاه و علاقه مندان به آثار هدایت پیشنهاد می کنیم.درباره صادق هدایتصادق هدایت در تاریخ ۲۸ بهمن 1۲۸1 متولد شد و در 1۹ فروردین سال 1330 در پاریس خودکشی کرد. آرامگاه او در گورستان پر/لاشز قرار دارد.او نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی بود. صادق هدایت را همراه محمدعلی جمال زاده و بزرگ علوی و صادق چوبک یکی از پدران داستان نویسی نوین ایرانی می دانند. بسیاری از پژوهشگران، رمان بوف کور او را مشهورترین و درخشان ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته اند. هرچند او را بیشتر به دلیل داستان هایش می شناسند اما آثاری از متون کهن ایرانی مانند زند وهومن یسن و نیز از نویسندگانی مانندِ آنتون چخوف و فرانتس کافکا و آرتور شنیتسلر و ژان پل سارتر را نیز ترجمه کرده است. شمار بسیاری از سخنوران ایرانی نسل های بعدی، از غلامحسین ساعدی و هوشنگ گلشیری و بهرام بیضایی تا رضا قاسمی و عباس معروفی و دیگران، هر یک به نوعی کمتر یا بیشتر تحت تأثیر کار و زندگی صادق هدایت واقع شده و درباره اش سخن گفته اند. از میان آثار صادق هدایت می توان به زنده به گور سه قطره خون، نیرنگستان، سایه روشن و فواید گیاهخواری اشاره کرد.بخشی از کتاب سگ ولگرددن ژوان گرامافون را بکار انداخت و پی در پی با خانم می رقصید. حسن پکر و عصبانی خون خونش را می خورد و به شوخی به او گوشه و کنایه می زد که خالی از بغض نبود، می گفت: «جون ما راسش رو بگو، عاشق معشوقه ما شدی؟ بگو دیگه، ما طلاقش می دیم.»دن ژوان یک صفحه ویلون احساساتی گذاشت، آمد روی تختخواب نشست و گفت: «به! من خودم نومزد دارم، تو گمون می کنی!…» از کیف بغلش عکس دختر غمناکی را درآورد. می بوسید و به سر و رویش می مالید و در چشمهایش اشک حلقه زد؛ مثل اینکه گریه توی آستینش بود.احساس رحم خانم به جوش آمد، بلند شد رفت پیش دن ژوان نشست. حسن برای اینکه از رقص دن ژوان با خانمش جلوگیری بکند از پیشخدمت ورق بازی خواست و دن ژوان را دعوت به بازی بلوت کرد. آنها مشغول بلوت دونفری شدند. ولی خانم که سر کیف بود و قر توی کمرش خشک شده بود، گویا برای لج بازی با حسن، رفت یک صفحه گذاشت و مرا دعوت به رقص کرد. در میان رقص حس کردم که خانم دست مرا فشار می داد و به من اظهار علاقه می کرد و دو سه بار صورتش را به صورت من چسبانید.حسن فرصت را غنیمت دانسته بود، در بازی دق دلی و دلپری خودش را سر دن ژوان خالی می کرد. جر می زد، داد می کشید، عصبانی شده بود. همین که رقص تمام شد، خانم رفت و یک سیلی آبدار به حسن زد و گفت: «برو گمشو! این چه ریختیه؟ عقم نشست. برو گمشو، عینهو یه حمال!»حسن با چشمهای رک زده به او نگاه می کرد و بغض بیخ گلویش را گرفته بود. بی اراده دستش را برد که کراوات خودش را درست بکند، ولی یخه اش باز بود. دن ژوان از بازی استعفا داد و دوباره با خانم شروع به رقص کرد. من زیرچشمی حسن را می پاییدم: دیدم بلند شد، از اتاق بیرون رفت. دن ژوان یک صفحه تانگو گذاشت.حسن وارد اتاق شد، نگاهی به اطراف انداخت، آمد دست مرا گرفت از اتاق بیرون کشید. حس کردم که دستش می لرزید: زیر چراغ گاز ایوان، رگهای روی شقیقه هایش بلند شده بود، چشمهایش باز و لب پایینش ول شده بود. درست به ریخت لاابالی زمانی که او را در مدرسه دیده بودم، درآمده بود. همینطور که دست مرا گرفته بود، بریده بریده گفت: «دیشب که تو به من گفتی، من به خیالم فقط با تو هستم، تقصیر تو شد که اونو به من معرفی کردی! خوب تو دیده و شناخته بودی، اما اون بی اجازه من با زنم می رقصه. این خلاف تمدن نیس؟ تو بهش حالی کن که این اداهای لوس بچگونه رو از خودش درنیاره. انگشتر بدلی خودش به رخ زن من می کشه، می گه ده هزار تومن برای معشوقه خودم خرج کرده ام! عاشق میشه، پای صفحه گرامافون گریه می کنه. به خیالش من خرم. وختی که می رقصه چرا از من اجازه نمی خواد؟ همه اینها رو من می فهمم، من از اون زرنگترم. منم خیلی از این عاشقی های کشکی دیدم. ببین تو اونو به من معرفی کردی. می دونی این زن زیاد آزاده، من می دونستم که نمی تونم زیاد باهاش زندگی بکنم، ولی همین الآن من می رم دیگه اینجا بند نمیشم.»«ای بابا! یکشب هزار شب نمیشه. حالا برو یک مشت آب به سر و روت بزن، از خر شیطون پایین بیا. عرق خوردی پرت میگی. ونگهی شب اول ساله بدشگونی میشه.»

مشخصات فنی : 146166

ناشر

مؤلف

سال چاپ

نوبت چاپ

اندازه کتاب

نوع جلد

تعداد صفحات

شابک 9789644530579

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده

Be the first to review “کتاب سگ ولگرد”