کتاب پنج قدم فاصله242665
قیمت اصلی: ۳۵۰,۰۰۰ تومان بود.۳۱۵,۰۰۰ تومانقیمت فعلی: ۳۱۵,۰۰۰ تومان.
در انبار موجود نمی باشد
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9786008173762 |
توضیحات کتاب پنج قدم فاصله اثر ریچل لیپینکات است به ترجمه چکامه چاوشی و چاپ انتشارات آوای چکامه.این کتاب عاشقانه ای متفاوت را در خود جای داده، ماجرای دلبستگی دو جوان به یکدیگر در حالی که مجبورند برای زنده ماندن حداقل 5 قدم از هم فاصله داشته باشند چون با بیماری خاصی به نام فیبروز کیستیک دست و پنجه نرم می کنند و نزدیک شدن بیش از حدشان می تواند به قیمت جان آن ها تمام شود، این خطر به ویژه برای استلا پر رنگ تر است زیرا ویل به سپاسیا نیز مبتلا است. اما آیا ممکن است وقتی که تمام وجودت تمنای داشتن دیگری را دارد خود را از او دور نگهداری؟پنج قدم فاصله اوج احساس را به تصویر می کشد، و جدال نا برابر میان عقل و دل را، این اثر از مشکلات افراد مبتلا به فیبروزکیستیک می گوید و داستان عشقی زیبا اما کشنده را روایت می کند.نفسم را داخل و بیرون می دهم و تلاش همیشگی آن ها را برای بالا و پایین رفتن احساس می کنم. از خود می پرسم داشتن ریه های جدید چه حسی دارد، ریه هایی که برای مدت کوتاهی تصور من از زندگی را تغییر می دهند. ریه هایی که واقعا کار می کنند. ریه هایی که به من اجازه نفس کشیدن می دهند، اجازه می دهند بدوم و زمان بیش تری می دهند تا بتوانم به معنای واقعی زندگی کنم.ویل می گوید: «امیدوارم آرزوش برآورده بشه» و من سرم را به شیشه سرد تکیه می دهم و به او نگاه می کنم.«امیدوارم زندگیم بی فایده نبوده باشه» که همان آرزوی خودم پایین چراغ های چشمک زن بود.نگاه طولانی به من می کند: «زندگی تو همه چیزه، استلا. تو روی مردم بیش تر از چیزی که فکرش رو می کنی تاثیر می ذاری» سینه اش را لمس می کند و دستش را روی قلبش می گذارد. «از روی تجربه حرف می زنم»نفسم شیشه را بخارآلود می کند و من دستم را دراز می کنم و قلب بزرگی روی آن می کشم. در انعکاس شیشه همدیگر را نگاه می کنیم و من کشش او را احساس می کنم که مرا در این فضای بین مان به سمت خود می کشد. به بند بند وجود من چنگ می زند، سینه ام، بازوهایم و نوک انگشتانم، بیش تر از هرچیزی در دنیا دلم می خواهد او را ببوسم.به جای آن، خم می شوم و انعکاسش روی شیشه را می بوسم.به آرامی دستش را بالا می برد و با انگشتانش لب هایش را لمس می کند، انگار که حسش کرده باشد. برمی گردیم و رو در روی هم قرار می گیریم، به او نگاه می کنم در حالی که خورشید آرام آرام در افق دیده می شود و شعاع گرمی از نورش به صورت او می تابد. چشمانش درخشش خاصی دارند و پر از برق کاملا جدیدی هستند، ولی برقی که یک جورهایی آشناست.پوستم شروع به گز گز کردن می کند.
مشخصات فنی : 242665
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9786008173762 |



























دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده