کافه پولشری نمایش نامه ای است که تنها یک نقش در آن وجود دارد و آن هم پولشری، زنی چهل و پنج ساله و صاحب کافه است. زن که مشغول تمیز کردن کافه است به واگویه با خود پرداخته و آن چه را که در تمام این سال ها در کافه دیده مرور کرده و در مورد هریک نظری می دهد. در میان این خیل عظیمی که هرشب به کافه می آیند و می روند جوانکی توجه پولشری را به خود جلب کرده که اغلب در گوشه ای نشسته و مشغول نوشتن است. صاحب کافه روزی به صورت اتفاقی متوجه می شود جوان شعر می گوید. حتی یاد جوان، زن پا به سن گذاشته را به زندگی امیدوار و از دلزدگی ها به دور می کند. درست زمانی که زن تصمیم گرفته تا فردا به جوان اعتراف کند دوستش دارد، از طریق تلفن پلیس متوجه می شود که جوان خودش را از طبقه ی ششم ساختمانی که تک و تنها در اتاق زیر شیروانیش زندگی می کرده، پایین انداخته و مرده است.
مولف:حبیب شفیعی، مجید رفعتی
مشخصات فنی : 42503
| ناشر | |
|---|---|
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| زبان | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9789646900905 |































دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده