کتاب کمان گیر402298
قیمت اصلی: ۲۵۰,۰۰۰ تومان بود.۲۲۵,۰۰۰ تومانقیمت فعلی: ۲۲۵,۰۰۰ تومان.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9789644531545 |
معرفی کتاب کمان گیرکتاب کمان گیر نوشته پائولو کوئیلو است که با ترجمه سونیا سنگ منتشد شده است. این نویسنده در ایران با اثر مشهورش، کیمیاگر شناخته میشود. کتاب کمان گیر روایت جذاب سفر یک پسر با مردی است که راه و رسم زندگی را به او میآموزد.درباره کتاب کمان گیردر کمان گیر داستان تتسویا را دنبال میکنیم. مردی که در گذشته به دلیل استعداد بینظرش در تیراندازی بسیار مشهور بوده اما حالا از مردم فاصله گرفته است. حالا پسرکی که به دنبال او می آید. پسر سوالات زیادی دارد و تتسویا در پاسخ به این سوالات، سعی میکند به کودک آموزش دهد، به او تیراندازی و راه زندگی کردن را یاد میدهد.کتاب کمان گیر پیام مهمی دارد، اینکه بدون ارتباط بین اعمال و روحمان نمیتوانیم در معنای خقیقی کلمه زندگی کنیم و زندگی در ترس از طرد شدن یا شکست خوردن، هیچ ارزشی ندارد. باید ریسک کنیم، شهامت را در خود پرورش دهیم و تجربیات فراوانی را پشت سر بگذاریم.کمان گیر داستان کوتاهی است. در نگاه اول حتی داستانی یکنواخت دارد با شخصیتهایی محدود و موضوعی ساده… ولی چنین سادگیای در قصه گویی اغلب مضامین و مفاهیم پیچیدهتری بههمراه دارد و درک بالاتری از خود و احترام به چالشها و مراحل زندگی میطلبد.کمان گیر در بستری از تمثیل روایت میشود و مانند تصاویرش با رنگهایی سرد و خنثی و طرحهایی محو و خطوطی مبهم از یکی از بهترین نقاشان، خبر از درسهایی میدهد که قرار است پیش چشممان گشوده شوند. اینکه زندگی بیشتر از اینکه درمورد رسیدن به جایگاه اول باشد درمورد صبر، هدف، پشتکار و پذیرفتن شکست و درماندگی بهعنوان مرحله ای از زندگی است.مواردی که در ابتدا دستورالعملهایی ساده بهنظر میآیند بعداً به شکل مفاهیمی عمیقتر درخصوص غرق شدن در امور بهمنظور رسیدن به مقام استادی جلوه میکنند.خواندن کتاب کمان گیر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیماین کتاب را به تمام علاقهمندان به داستانهای پائلو کوئیلو پیشنهاد میکنیم.دربارهی پائولو کوئلیوپائولو کوئلیو در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانهدار و پدرش مهندس بود. او در دوران نوجوانی آرزویش مبنی بر نویسنده شدن را با خانوادهاش درمیان گذاشت اما به دلیل مخالفت آنها به مدرسه حقوق رفت. بعد از یک سال مدرسه حقوق را ترک کرد. او مدتی مثل هیپیها زندگی میکرد. در زندگی پر حادثهاش تجربه بستری شدن در یک آسایشگاه روانی، اعتیاد، دستگیری توسط حکومت و … را دارد. بعد از مدتی که به عنوان ترانهسرا مشغول کار بود و درآمد خوبی نیز داشت، دوباره به رویای نویسنده شدن فکر کرد و شروع به نوشتن کتابهایش کرد. او پرفروشترین نویسندهی پرتغالی است که کتاب کیمیاگرش به ۷۰ زبان ترجمه شده و همین باعث ثبت اسم او در کتاب رکوردهای گینس است. او و همسرش در حال حاضر در اروپا و ریودوژانیرو زندگی میکنند. از آثار مشهور او میتوان به ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، الف، زهیر، کنار رودخانهی پیدرا نشستم و گریستم و مکتوب اشاره کرد.بخشی از کتاب کمان گیرتتسویا درحالیکه در کارگاهش که پشت خانهاش قرار داشت مشغول کار بود، رویش را برگرداند تا ببیند چه کسی وارد شده است؛ ولی با دیدن کیف بزرگ غریبه لبخند برروی لبانش خشک شد.تازهوارد گفت: «این دقیقاً همان چیزی است که فکرش را میکنی. به اینجا نیامدهام تا مردی را که تبدیل به یک افسانه شده است عصبانی کنم یا آبرویش را ببرم، فقط میخواهم ثابت کنم بعد از سالها تمرین توانستهام به کمال برسم.»تتسویا به ادامهٔ کارش پرداخت و مشغول وصلکردن پایههای میزی شد.غریبه ادامه داد: «مردی که الگوی یک نسل شده است نمیتواند مثل تو ناگهان ناپدید شود. من تعالیم تو را فراگرفتم و سعی کردم به رسم کمان درمورد تمرکز، مراقبه و یکیشدن با هدف احترام بگذارم. حق من است که بخواهم به تیراندازیام نگاه کنی. اگر این کار را برایم انجام بدهی از اینجا میروم و هیچوقت به کسی نمیگویم که چطور بزرگترین استاد جهان را پیدا کنند.»غریبه از کیفش یک کمان بلند از چوب بامبوی صیقلخورده بیرون آورد که دستهاش کمی پایینتر از مرکزش بود. ابتدا به تتسویا اشاره کرد، بعد وارد باغ شد و بهسمت نقطهٔ خاصی نشانه رفت، سپس تیری را مزینشده به پرهای عقاب از کیفش بیرون آورد و جای پاهایش را روی زمین محکم کرد تا موقع تیراندازی پایش نلغزد. با یک دست کمان را جلوی صورتش آورد و با دست دیگر تیر را تنظیم کرد.پسرک همهچیز را با هیجان و شادی نگاه میکرد. تتسویا هم کارش را متوقف کرده بود و با کنجکاوی به غریبه نگاه میکرد.درحالیکه تیر در جای مناسبش روی سیم کمان قرار گرفته بود، غریبه کمان را تا روی قفسهٔ سینهاش بالا آورد. بعد آن را بالاتر از سرش برد و همزمان بااینکه دستش را بهآرامی پایین میآورد سیم کمان را به عقب کشید.زمانیکه بالاخره تیر همراستا با صورتش قرار گرفت کمان کاملاً کشیده شده بود. برای لحظهای که انگار تا ابد طول کشید کمانگیر و کمان کاملاً بیحرکت بودند. پسرک به جایی نگاه میکرد که کمانگیر هدف گرفته بود، ولی نمیتوانست چیزی ببیند.ناگهان دستی که سیم کمان را گرفته بود آن را رها کرد، به عقب هل داده شد، کمانی که در دست دیگر بود به شکل قوسی زیبا درآمد و تیر از دیدرس دیدگان پنهان شد و ثانیهای بعد جایی در دوردست ظاهر شد.
مشخصات فنی : 402298
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| مؤلف | |
| مترجم | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| تعداد صفحات | |
| شابک | 9789644531545 |































دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده