کتاب دختر شالیزار200786
قیمت اصلی: ۱۷۵,۰۰۰ تومان بود.۱۵۷,۵۰۰ تومانقیمت فعلی: ۱۵۷,۵۰۰ تومان.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| سری | |
| مؤلف | |
| مترجم | |
| ویراست | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| نوع کاغذ | |
| مخاطبین | |
| تعداد صفحات | |
| تعداد صفحات | ۲۲۶ صفحه |
| شابک | 9786007505373 |
توضیحات کتاب عهد نصوح رمانی عاشقانه است به قلم رسول ارونقی کرمانی و چاپ انتشارات اشراقی.این کتاب روایتگر داستان بهی است و سیروس، یکی دختری که دست روزگار او را به جایی رسانده که به گناه آلوده اش کرده و تنش را به تاراج داده و دیگری پسری از خانواده ای اصیل و ثروتمند که مدت ها قبل به خاطر عشق یک دختر، حماقت کرده و تحصیل خود را نیمه رها کرده و به ایران بازگشته است. بهی و سیروس یکدیگر را در خانه ی اجاره ای بهی ملاقات می کنند، محبت بهی از همان دم در دل سیروس می افتد، با اینکه می داند دختر به چه کاری مشغول است اما معصومیتی در چهره اش پنهان است که نمی تواند از او دست بشوید. سیروس بهی را دوست می دارد و می خواهد او را به همسری خود درآورد، اما این ذهن بهی است که لحظه ای آرامش را به او هدیه نمی کند، ذهنش مملو است از سوال و اگر و اما و قلبش آکنده از ترس است. آیا ورودش به خانه سیروس دری است به روی خوشبختی یا روزگارش تیره تر از امروز خواهد شد؟!شب پدر به خانه آمد. خوشحال تر از دیگران او را پذیرا شد… و بهی دروازه های خوشبختی را به روی خود گشوده دید. صدای درهای بدبختی و نکبت را شنید که بسته می شدند و در کنار آنها، دروازه های خوشبختی بود که تند و سریع گشوده می شد. وای که چقدر من خوشبختم، باورم نمی شود…چطور باورش می شد که از آن خانه به این خانه ره جسته باشد. آنجا توی آن خانه، در و دیوار بوی تنهایی گرفته بود. بوی مرگ را کنار خود هر زمان و هرلحظه احساس می کرد. ولی در این خانه که دیوارهایش پاکیزه بود و رنگ شفاف و درخشانی داشت، هرچی بود خوشبختی بود. همه چیز از شادی ها خبر می داد و به یاد می آورد آن شب را و باران را که مرد جوان گفته بود: آینده را اینجا شروع می کنیم… و چقدر زیبا بود آینده خوشبختی که شادی آن زودگذر و ناپایدار نبود.شب دیگران آمدند، خواهر بزرگتر سیروس که شوهر داشت و خواهر شوهر او و پسر عمویش همه او را با گرمی و محبت پذیرا شدند. با او از مهربانی ها گفتند و بسیار مهربان می نمودند. شب در شادی گذشت و سخن بر این که بساط عقد خصوصی و ساده برگزار گردد تا شب عروسی که مجلل و فراموش نشدنی در یکی از باشگاه های تهران برپا شود.قرار شد که روز بعد، عاقد بیاید و در یک جشن خصوصی عقد ببندد. ننه پیر در خوشحالی او سهیم بود و نگاهش مهربان بود و گهگاه چون پروانه ای شکسته بال دور او می چرخید.قلب او، زن جوانی، بود جای این همه شادی را نداشت و این همه خوشبختی برایش بسیار بود، یک بار احساس کرد دارد قلبش وا می رود. می خواست فریاد بزند./هرگز به یاد ندارند که شما انسان هستید و فراموش کرده اند انسانیت را که رحم و عاطفه در وجود آنان نیست. بیایید و بنگرید مرا که به میان آدمیان بازگشته ام و با آنان دمخور شده ام. آنجا درهایش را به روی خوشبختی هرقدر کوچک و بسیار بسیار کوچک باشد بسته اند.
مشخصات فنی : 200786
| وزن | 510 گرم |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| سری | |
| مؤلف | |
| مترجم | |
| ویراست | |
| سال چاپ | |
| نوبت چاپ | |
| اندازه کتاب | |
| نوع جلد | |
| نوع کاغذ | |
| مخاطبین | |
| تعداد صفحات | |
| تعداد صفحات | ۲۲۶ صفحه |
| شابک | 9786007505373 |




























دیدگاه
دیدگاهی ثبت نشده